عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
193
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
مصحف موجود بوده كه شامل بخشهايى غير از آنچه بوده كه در اين قرآن مىباشد ( مانند عبارتهاى ساختگى كه در بالا آمد و بعدا به بعضى اشاره مىكنيم ) ؛ مىگويد : « درست آن است كه اين اضافات ، تفسيرى به عنوان تأويل مىباشند » « 1 » ( 42 ) . چنين رايى بر زبان گروهى از شيعيان جارى است كه طبرسى ضمن نقد آن ، اشاره كرده است كه اين گروه دربارهء مصحف نمونه [ امام ] گفتهاند : « از مصحف نمونه [ امام ] كلمه ، آيه و سورهاى كم نشده است بلكه آنچه كه در مصحف على [ ع ] از باب تأويل قرآن و تفسير معانى آن بر حقيقت نازل شدهء آن آمده ، حذف شده است ، هر چند كه اين عبارتها اضافى نزولى ، از كلام خداوند كه همان معجزه قرآن باشد ، نيست . گاهى تأويل قرآن ، قرآن ناميده مىشود چنان كه خداوند مىفرمايد : وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً « 2 » پس تأويل قرآن ، قرآن ناميده مىشود و در بين اهل تفسير در اين خصوص اختلافى نيست . » « 3 » . در واقع روايتها در اين زمينه [ مصحف على ( ع ) ] در سطوحى متفاوت قرار دارند : 1 - سطح مرسوم و معمول كه ممكن است عقل آن را بپذيرد و هيچ ذوقى از آن گريزان نباشد . اين سطح در روايتهايى با ويژگى لهجهاى يا اختلاف نحوى يا تغيير در لفظ - موافق با رسم الخط - مجسم مىگردد . اين مسأله در رابطه با قرائتهاى مختلف امرى است مسلّم كه نمونههايى از آن منسوب به مصحف على [ ع ] است ، ذكر خواهد شد . 2 - سطح دوم اين روايتها ، مربوط به چيزى است كه اختلاف در آن ممكن است چون بر ديدگاههايى عقلانى مبتنى است . در اين صورت ، برخى گروههاى معتدل شيعه را مىيابيم كه آن را پذيرفته و برخى از آنها هم نمىپذيرند . چنان كه در حديث حروف هفتگانه [ الا حرف السبعة ] ديديم كه ابو عبد اللّه زنجانى آن را پذيرفته است ولى [ آيت اللّه ] خويى آن را با تكيه بر حديث
--> ( 1 ) ابو القاسم الخوئى ، البيان ، ج 1 ، صص 172 - 173 [ عبارت داخل پرانتز ، از سوى مؤلف است ] . ( 2 ) طه ( 20 ) ، بخشى از آيهء 114 : و در [ خواندن ] قرآن ، پيش از آن كه وحى آن بر تو پايان يابد ، شتاب مكن و بگو : پروردگارا بر دانشم بيفزاى . ( 3 ) النورى ، فصل الخطاب ، ص 110 .